کلیات

چهارم

رنج، داستانِ آن‌هایی‌ست که مانده‌اند، نه آن‌ها که رفته‌اند...! ‏جمال ثریا

می‌گوییم «کشته شدند»، بی‌آن‌که مکث کنیم بر فعلی که پیش از آن آمده بود: «زندگی کردند». انگار زبان، از ترسِ ماندن، به شتابِ رفتن پناه می‌برد....

ادامه مطلب...

دوم

ناخواسته انگشتان کسی را می‌جستم می‌گرفتم – می‌بوییدم   تنها، کوتاه است تنهایی، بلند   از چشم‌ها گذشتم، و اصرارِ دستان دستانی دیگر و جستن ، فعلِ...

ادامه مطلب...

بخوان و بگذر