میگوییم «کشته شدند»، بیآنکه مکث کنیم بر فعلی که پیش از آن آمده بود: «زندگی کردند». انگار زبان، از ترسِ ماندن، به شتابِ رفتن پناه میبرد....
ادامه مطلب...کلیات
دوم
ناخواسته انگشتان کسی را میجستم میگرفتم – میبوییدم تنها، کوتاه است تنهایی، بلند از چشمها گذشتم، و اصرارِ دستان دستانی دیگر و جستن ، فعلِ...
ادامه مطلب...

