کلیات

ششم

سه نوع منش در انسان را می‌توان نه به‌عنوان برچسب‌هایی قطعی، بلکه به‌مثابه سه شیوهٔ متفاوتِ مواجهه با خویشتن و جهان در نظر گرفت. گروهی هرگز...

ادامه مطلب...

پنجم

جهان، بیش از آن‌که میدان دستاوردها باشد، گذرگاه ظهور و فراموشی است. همه ما عمری را صرف افزودن می‌کنیم؛ افزودن نام، معنا، اعتبار و دانایی بر...

ادامه مطلب...

چهارم

رنج، داستانِ آن‌هایی‌ست که مانده‌اند، نه آن‌ها که رفته‌اند...! ‏جمال ثریا

می‌گوییم «کشته شدند»، بی‌آن‌که مکث کنیم بر فعلی که پیش از آن آمده بود: «زندگی کردند». انگار زبان، از ترسِ ماندن، به شتابِ رفتن پناه می‌برد....

ادامه مطلب...

دوم

ناخواسته انگشتان کسی را می‌جستم می‌گرفتم – می‌بوییدم   تنها، کوتاه است تنهایی، بلند   از چشم‌ها گذشتم، و اصرارِ دستان دستانی دیگر و جستن ، فعلِ...

ادامه مطلب...

بخوان و بگذر