میخواستم برای تو بنویسم، از کجا باید آغاز کرد؟ اندوه یا شادی، از طرحوارههای یاد تو، یا خیالات روشنم. آنچه نیرو بخش است نگاه توست، دلخوشم،...
ادامه مطلب...شطحیات
شطحات . [ ش َ طَ ] (از ع ، اِ) (اصطلاح عرفان ) شطحیات . کلمات کفرآمیز که صوفیان در حال بیخودی بر زبان رانند. (یادداشت مؤلف ). عباراتی که صوفیان در حال وجد و غلبه ٔ شهود حق بر زبان رانند بطوری که جز خدای در آن هنگام چیزی نبینند، مانند انا الحق و لیس فی الجبة غیر اﷲ. (از اقرب الموارد). رجوع به شطحیات و شطح شود.
هفتم
در نهایت، تراژدی انسان نه در شدتِ میل، بلکه در جهتی نهفته است که میل او را بدانسو میکشاند. میل، نیرویی خنثی نیست؛ جریانی است که...
ادامه مطلب...سوم
روبروی دیوارهایی ایستادهام که جز طیفی از خاکستری بر آنها جاری نیست. دیوارها نه آغازی دارند و نه انجامی؛ شبیه مرزی بیانتها کشیده شده اند تا...
ادامه مطلب...اول
دیگر به زندگیایمانی نیست، پیش رویمان جز کویری دهشتناک نیست، تاریکی بال گسترانیده و چشمان هیچ جنبندهای را نوری نیست. این پایان نیست، افول ممتد است،...
ادامه مطلب...
