روبروی دیوارهایی ایستادهام که جز طیفی از خاکستری بر آنها جاری نیست. دیوارها نه آغازی دارند و نه انجامی؛ شبیه مرزی بیانتها کشیده شده اند تا...
ادامه مطلب...شطحیات
شطحات . [ ش َ طَ ] (از ع ، اِ) (اصطلاح عرفان ) شطحیات . کلمات کفرآمیز که صوفیان در حال بیخودی بر زبان رانند. (یادداشت مؤلف ). عباراتی که صوفیان در حال وجد و غلبه ٔ شهود حق بر زبان رانند بطوری که جز خدای در آن هنگام چیزی نبینند، مانند انا الحق و لیس فی الجبة غیر اﷲ. (از اقرب الموارد). رجوع به شطحیات و شطح شود.
اول
دیگر به زندگیایمانی نیست، پیش رویمان جز کویری دهشتناک نیست، تاریکی بال گسترانیده و چشمان هیچ جنبندهای را نوری نیست. این پایان نیست، افول ممتد است،...
ادامه مطلب...
